الشيخ رسول جعفريان
203
تاريخ سياسى اسلام (سيره رسول خدا ص) (فارسى)
او گفت كه اين مطلب را در كتاب ناطق و علم سابق يافته است . « 1 » قرآن نيز در آيات زيادى اشاره بدان دارد كه اهل كتاب نسبت به پيامبر صلى الله عليه و آله و سلم شناخت دارند همان گونه كه به فرزندان خود شناخت دارند و اصولًا روى اين نكته در قرآن بسيار تكيه شده است . « 2 » اين آيات كه تعدادى از آنها نيز در مدينه و رو در روى يهوديان و منافقان نازل شده ، مىتواند نشان دهد كه قرآن بر اين مطلب از باب احتجاج و اتمام حجت اصرار داشته است ، اضافه بر اين سكوت اهل كتاب و نيز قبول كردن مسلمين چنين مطلبى ، خود شاهد آن است كه آنها نيز نسبت به اين مسأله مطمئن بودهاند . در ميان بزرگان يهود نيز افرادى چون عبد الله بن سلام با اقرار به اين مطلب ايمان آوردند . از طرف ديگر شواهدى در عهد قديم يعنى تورات موجود است كه اشاره به ظهور پيامبر اسلام دارد : اين كلمات كه امروزه در تورات موجود است بعد از تحريفات فراوانى است كه از عصر موسى عليه السلام تاكنون در تورات واقع شده است ، يكى از عبارات اين است : « و اين بركتى است كه موسى مرد خدا قبل از وفاتش به بنى اسرائيل داده گفت : يهوه از سينا درآمد و از سعير بر ايشان طلوع كرده و از جبل فاران درخشان گرديد » . در سه مورد ، مورد اول اشاره به ظهور موسى از كوه سينا ، مورد دوم ظهور عيسى از كوه سعير و مورد سوم ظهور پيامبر از كوه فاران است . « 3 » از نظر جغرافى دانانى چون ياقوت حموى در معجم البلدان مسلم است كه جبل فاران همان كوههاى اطراف مكه است . شيخ محمد جواد بلاغى در كتاب « الهدى الى دين المصطفى » در اين باره به تفصيل سخن گفته است . « 4 » تورات خود محل فاران را مشخص مىكند ، آنجا كه به ابراهيم مىگويد : « برخيز پسر را برداشته او را به دست خود بگير زيرا كه از او امتى عظيم پديد خواهد آمد ، و خدا چشمان او را باز كرد ، چاه آبى ديد ، پس رفته مشك آب را پر كرده و پسر را نوشانيد و خدا با آن پسر مىبود و او نموّ كرده ، ساكن صحرا شد و در تيراندازى بزرگ گرديد و در صحراى فاران ساكن شد . » « 5 » اين نكته كه ابراهيم اسماعيل را به مكه آورد و اسماعيل در مكه ساكن شد و زندگى كرد از نظر تاريخى قطعى مىباشد ؛ بر اين اساس روشن مىشود كه محل فاران جز وادى مكه جاى ديگرى نيست . يهود با اين كه خود به علت اين آگاهى به اين سرزمين هجرت نموده بود ليكن به علت اين كه پيامبر جديد از بنى اسرائيل نبود ، به دو
--> ( 1 ) . الاغانى ، ج 17 ، صص 316 - 314 ( 2 ) . انعام ، 20 ، 114 ؛ قصص ، 52 ؛ بقره ، 89 ، 101 ، 146 ؛ آل عمران ، 82 ، 178 ، 188 ؛ اعراف ، 157 ؛ ، ص ف ، 6 ، 7 ( 3 ) . سفر تثنيه ، باب 33 ، فقرات 1 و 2 ( 4 ) . الهدى الى دين المصطفى ، ج 2 ، ص 105 - 103 ( 5 ) . سفر پيدايش ، باب 21 ، فقره 18